تبليغاتX
.....وحید..آرام آرام تا خدا
ثبت عقاید


......و حالا درست شده ام.

قهرمان كتابي كه فقط صفحه آخرش مانده!!

با همان احساس والا.!!

بند كفشها را محكم بسته ام و با همه هوش و حواسم ميروم

تا ياد بگيرم و ياد بدهم.!

بي هيچ چشم داشتي از كسي.!

مردان همه برادرانم ؛ زن ها همه خواهرانم

و پيرترها ؛ مادران و نياكان با اعتمادم

و كوچكترها ؛بزرگان فرداهاي روشن وطنم ايران !!

ايراني كه از همه به خدا نزديكتر است. ايران تهمينه و اوستا

و وفادارترين ياران هميشگي عدالت و ايثار.....

در هر هيئت و ساكن در هر جغرافيايي.!!

دعا ميكنم اين كوره راه مرا به آرمان شهر برساند.

شهر سلام و سادگي و فقر.!!

جزيره گمشده اي كه در آن عزيزترين انگيزه هاي زندگي جا مانده اند.

چيزي عزيزتر از نان.چيزي عزيزتر از كفش و كلاه.!

چيزي فراتر از اين همه قيل و قال و رياضيات نافرجام داشتنها و نداشتنها.

كفش ميشوم به پاي هر برهنه اي..فانوس ميشوم در شب هر ره گذري.

وجودم را در سه رنگ تجزيه ميكنم تا هر رنگم را به رنگي از پرچم وطنم آميخته كنم:

سبز نشاطم براي اولي!

سفيد آرامشم براي دومي!

و سرخي جانم براي سومي.......

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385ساعت 2:17  توسط وحید  |